رسیدیم به عمارت نظامالملک. معیر، ادیبالممالک و غیره و غیره بودند. زود زنانه شد. زنهای نیاوران، زنهای شهرستانکی همه آمدند. هوای خفه بدی داشت شمران.

به گزارش عصر دیلم، ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات روز چهارشنبه ۲۹ تیر ۱۲۴۹ (۲۰ ربیعالثانی ۱۲۸۷) نوشت: [از شهرستانک] رفتیم نیاوران. صبح صدای داد و فریاد یک نفر بچهگدا مرا بیدار کرد. برخاستم. همه حرم رفته بودند به جز زعفرانباجی، فخری جان، زرینتاج، کوچولو، غلامبچه کرده، بشیرخان. رفتیم حمام. سوار شده راندیم. از راه قدیم مرجکنو بالا رفته رفتم توچال به ناهار افتادیم. پیشخدمتها همه بودند. نعلبکی بلور کوچک خلال را دادم سیاچی برد در سنگچین دیدگاه یخچال قایم کرد. انشاءالله سال دیگر دیده خواهد شد. [!]
بعد سوار شده راندیم. علیرضاخان امروز مهموم و مغموم بود؛ میگفت دختر سه سال و نیمه از دختر میرزاحسین بلبل داشتم، فوت شده است.