خاطرات ناصرالدینشاه: صبح باشی گریه میکرد؛ میگفت اسب خودم لگد به شانهام زد
حسینبیک نایب توپخانه که مدتها در قاین بود و نصرتالدوله هرچه احضار میکرد نمیآمد، حالا آمده بود؛ نصرتالدوله آورد حضور.

خاطرات ناصرالدینشاه: صبح باشی گریه میکرد؛ میگفت اسب خودم لگد به شانهام زد








